من از دروازه دولت که به طرف انقلاب اومدم، از همون اول میشد حضور مأمورین انتظامی و بسیجی ها را دید اما هر چی به انقلاب نزدیک تر میشدم تراکم این نیروها بیشتر میشد تا جایی که از آمادگاه تا انقلاب، هر 50 متر، گروه های چند نفره بسیجی ها و نیروهای انتظامی دیده میشدن. دور تا دور میدون انقلاب هم پر از لباس شخصی ها بود.
فیلم لباس شخصی ها روبروی بانک صادرات ضلع شمال شرقی میدون انقلاب را ببینید :
اما این نیروها محدود به این فاصله نبودند و تا هتل پل و دروازه شیراز هم ادامه پیدا میکردند.
فیلم نیروهای انتظامی داخل ورزشگاه انقلاب را ببینید (کاش این دوستمون که زحمت فیلم را کشیده، دوربینش را صاف میگرفت تا ما مجبور نباشیم، گردمون را کج کنیم و فیلم خوبش را ببینیم) :
دیروز هم مثل 22 بهمن، تعداد مأمورین زن خیلی زیاد بود (اینها را از مانتوهای یشمی رنگ زیر چادرشون میشه شناخت).
روی هم رفته، تعداد لباس شخصی ها (بسیجی ها) و نیروهای انتظامی که چهارباغ عباسی و چهارباغ بالا را تحت کنترل داشتند بی سابقه بود (حتی از زمان برنامه های آیت الله منتظری و 22 بهمن هم بیشتر بودند) و اگه کسی کوچکترین حرکتی میکرد ظرف چند ثانیه ازش پذیرایی جانانه ای میشد. با اینکه حرکت خاصی از طرف سبزها نبود اما بسیجی ها بعضی وقتها برای ایجاد وحشت، دسته جمعی توی خیابون با موتوراشون رژه میرفتند.
سبزها اما کاملاً پراکنده توی جاهای مختلف دیده میشدند : اول مادی نیاصرم (به یاد روز قدس که خیلی ها اول اونجا جمع شدند) و کنار رودخونه اول کمال اسماعیل (به یاد 13 آبان که برنامه از اونجا شروع شد) از محلهای اصلی تجمع سبزها بودند. کسی حرف نمیزد اما چشمها خیلی خوب حرف میزدند. مردم با نفرت به بسیجی هایی که شهر را کنترل می کردند نگاه می کردند و اگه بغل دستیشون قابل اعتماد به نظر میومد به آرومی انتقاد میکردند.
حاشیه ها :
- در چند مورد، برای آوردن درجه داران نیروی انتظامی از اتوبوس های شرکت واحد استفاده میکردند.
- اول بوستان ملت، من بوی گاز فلفل را حس میکردم ولی ندیدم اتفاقی بیفته.
- از ساعت اولیه که گذشت بسیجی ها یه عده شون توی پارک مشغول بستنی خوردن شدند، یه عده توی ساندویچ فروشی سر هتل پل پذیرایی شدند، مأمورین زن مشغول دید زدن مغازه ها شدند و …
روایت شما چیه ؟ کجا بودید و چی دیدید ؟
تحلیل برنامه 22 خرداد را به زودی همینجا بخونید.

سلام
من هم دقيقا انقلاب و پاساژ چهار باغ بودم. حتي يكي از مسئول پايگاه ها رفته براي برادران بسيجي حوزه خودش بيسكوئيت و سانديس گرفت و پخش كرد بينشون. ولي متاسفانه نشد فيلم بگيرم.
تعداد مامورها واقعا بيشتر از آدم هاي عادي بود.
اما تاكي مي تونند اينقدر هزينه كنند وپول خرج كنند تاكي؟؟
روزبدي بود بااينكه مأموران زياد به مردم كاري نداشتند اما مردم فكر ميكنم ميترسيدند كاري بكنند.
فكرميكنم دفعه بعد تظاهرات جايي غير از ميدان انقلاب باشد تا براي مردم جاي مانور بيشتري وجود داشته باشد و شايد به دليل برخورد نرم مأموران در تظاهرات بعدي مردم بيشتري(با دعوت آقايان موسوي و كروبي و خانم رهنورد) بيايند.
سلام
جالب اینجاست که به تمام بسیجی ها بطری های آب معدنی کوچک داده بودند.
پلاک موتورهای بسیجی ها با گل گرفته شده بود تا شماره اش خوانده نشود.
جو بشدت امنیتی بود چندتا خبر تایید نشده دارم که خودم از یه نفر شنیدم
دروازه تهران یا دروازه دولت اتفاقاتی افتاده راست یا دروغشو نمی دونم
دم پل خواجو موبایل بعضی ها رو چک می کردن که اینم تایید نمی کنم
شب دوستان دیدن یدونه از این ماشینا که عاششورا تو تهران یکیو زیر کرده(یعنی یه ماشین مثل همون)توش پر غذا بوده داشتن می بردن که بازم این تایید نمی شه
بستنی هم که همه دیدن
سلام. من با ماشین از میدان انقلاب به طرف دروازه دولت حرکت کردم. حضور نیروهای لباس شخصی بیش از نیروی انتظامی ملموس بود. از کنار سی و سه پل میدان انقلاب تا آخر دروازه دولت ایستاده بودن. وسط خیابان چهارباغ پر شده بود از موتور های پارک شده بسیجی ها. گاهی وسط ترافیک با عصبانیت گازی به موتور هاشون می دادن. نیرو های انتظامی هم توی گروه های سه چهار نفری توی چهار راه هاو کنار ساختمان جهان نما ایستاده بودن. ازدحام مردم و ترافیک شدید کاملا مشهود بود ولی مردم متحیر بودن که چه کار کنن. در ضمن از داخل مدرسه علمیه جنب هتل عباسی مثل مور و ملخ بسیجی می ریخت بیرون. حیف پول بیت المال و پول نفت که توی شکم این بسیجی های مفت خور می ره.
سلام
نیروهاشون از دروازه شیراز تا دروازه دولت را کنترل میکردند..من یکی رو دیدم که تو پیاده روی وسط چهارباغ بالا بین کیوسک پلیس هتل پل تا حصار مترو گرفتند و بردنش..تو دستش یک سری کاغذ بود…درست اول چهارباغ بالا روبروی این ساندوچی یک نفر با دوربین داشت از همه اونایی که رد میشدن فیلم میگرفت…ورودی سی و سه پل هم پر از بسیجی های گشنه بود که گویا اومده بودند سیزده بدر..همشون تو چمن ها نشسته بودند و در این بین بعضی از اونها 15و16 ساله بودند..بعضی از این بسیجی ها لختی های کف شهر بودند از نوع لباس و حرف زدنشون و حتی قیافشون میگم…کلمن آب،بستنی،آب معدنی کوچک…و البته یک صحنه هم در زمانی که اذان مغرب رو داشتم از بلندگوهای تو شهر شنود میکردم دیدیم،یکی از این بسیجی ها رفت تو پیاده روی روبروی ورودی سی و سه پل از سمت انقلاب و شروع کرد بصورت کاملا خودش اذان گفتن و اذان موذنی را به ضایع کرد….مرگ بر خامنه ای کثیف و حکومت زورگو و ترسو و هر چی بسیجیه